فاطمه جان احمدى
101
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
آشوبهاى سرزمين تابعه خاتمه داد . حضور فعال و همهجانبه مستشاران باكفايت و رايزنان با درايت ايرانى يكى از درخشانترين ادوار تاريخى خلافت اسلامى را به وجود آورد ؛ دورهاى كه نزد محققان به عصر طلايى ، عصر زرين فرهنگ و تمدن اسلامى « 1 » و روزگار پر نعمت مملكت اسلامى موسوم است . « 2 » خزانه آكنده از ثروت ، « 3 » صلح و آرامش ناشى از تمركز قدرت - كه لازمه انجام امور فرهنگى و علمى است - وجود برمكيان با ذوق و صاحب درايت كه خود آميزهاى از فرهنگ و ادب بودند ، « 4 » در اندك زمانى پايتخت خلافت بغداد را به شهر افسانههاى هزار و يك شب مبدّل نمود ؛ « 5 » تا جايى كه مردم به دليل رونق و رفاه عمومى ، اين عصر را « ايام عروس » ناميدهاند . « 6 » درهاى گشوده دارالعلم بغداد ، محفلها و انجمنهاى پر رونق علم و ادب ، مجالس وعظ و نيز مجادلات علمى ، فرهيختگان بىشمارى را به سوى مركز خلافت كشاند . به دنبال حضور بىشائبه بسيارى از دانشمندان كه بىشك از حمايتهاى همهجانبه خليفهء علمدوست بهرهمند بودند « 7 » و از سويى در پى تلاشهاى بىوقفه برمكيان - كه خود از طرفداران سرسخت نهضت علمى به شمار مىآمدند - « 8 » جريان ترجمه شتابى تازه گرفت . با شكوفايى اذهان عمومى و توجه مردم به علوم و فنون ، توجه به كتابهاى علمى پيشينيان
--> ( 1 ) . فيليپ حتّى ، تاريخ عرب ، ترجمه محمد سعيدى ، ص 88 ؛ شوقى ضيف ، العصر العباسى الأول ، ص 11 ؛ جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ترجمه على جواهر كلام ، ص 281 و 282 . ( 2 ) . ابن طقطقى ، تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى ، ص 267 و 268 . ( 3 ) . مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ص 328 . ( 4 ) . دليسى اوليرى ، انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، ترجمه احمد آرام ، ص 236 ؛ ابن غسّان ، تاريخبرامكه ، به اهتمام ، تصحيح و مقدمه ميرزا عبدالعظيم خان گرگانى . ( 5 ) . عبدالحسين زرّينكوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 420 . ( 6 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 4 ، ص 316 . ( 7 ) . سيوطى ، تاريخالخلفاء ، ص 264 و 273 ؛ ديار بكرى ، تاريخالخميس فى احوال نفسالنفيس ، ص 331 . ( 8 ) . مجالس مناظره يحيى بن خالد برمكى از شهرت و اهميت بالايى برخوردار بود . حضور فعال علما و متكلمان و صاحبنظران ساير اديان نيز بر اهميت آن افزوده بود . ( بنگريد به : مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 3 ، ص 379 و 380 ؛ دليسى اوليرى ، انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، ترجمه احمد آرام ، ص 236 . )